معين الدين محمد زمچى اسفزارى
98
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
اسحق از شقيق بن سلمه « 1 » كه او گفت عبد إله بن فضله دو بار بغز و خراسان آمده بود است او چنين گفت : كه در خراسان هيچ مقام و مستقرّى نيافتم مثل شاه . او را گفتند . شاه كدام است ؟ عبد إله گفت : درين خراسان يعنى هرات . او را گفتند بهرات كس باشد كه سخن دريابد ؟ گفت : كس باشد كه درنيابد و چون هرات شهرى نيست از جمله شهرهاء « 2 » ؟ . و چنين گويد عبد الرزاق كه نزديكترين شهرهاى خراسان « 3 » به آسمان هرات است و از آن سبب هواى آن معتدل است و عفونت او كم . و ميوههاى او خوش و آبهاى او گوارنده و درختان او بيخآور و بالنده « 4 » . و روايت كرد ابو الحسن « 5 » بن عيسى بن الحسين بن موسى بن خالد برمكى كه او گفت از جد خود حسين بن موسى شنيدم كه او گفت : به نزديك امير المؤمنين رفع كردند كه اهل هرات عصيان آوردند و اين در اوائل زمانى بود كه خراسان بفضل بن يحيى برمكى تفويض شده بود بغايت اندوهگين گشت . فضل بن يحيى ابو ابراهيم اسمعيل غزوانرا فرمود كه بهرات آمد و ما با او بوديم . منذر بن اسد كه والى هرات بود پناه بحصار شميران برد و با خواص خويش ، بجنگ مشغول شديم و او را از حصار بعنف بيرون آورده بكشتند . و فرمود تا بخراب كردن شميران « 6 » مشغول شدند در وى حوضى سنگين يافتند لوحى از سنگ بر وى افكنده بجهد و حيات بسيار آن لوح را دور كردند صندوقى يافتند آهنين قفلى بر وى نهاده گمان بردند كه در آن صندوق جواهر گرانبها خواهد بود . همچنان ناگشاده بنزديك
--> ( 1 ) - مج . مك . مد : سلمه . س : مسلمه . ( 2 ) - مج : گفت كس باشد و چون هرات شهرى نيست . مك : گفت كس باشد كه درنيابد و چون هرات شهرى نيست از جمله شهرها . س : گفت نباشد كه درنيابد و چون هرات شهرى نيست از جمله شهرهاء ( 3 ) - مج . نزديكتر شهرهاى خراسان به آسمان هرات . مك : نزديكترين شهرهاى خراسان به آسمان هرات . س : نزديكتر شهرها به آسمان هرات . ( 4 ) - مج . مك : بيخآور و بالنده . س : بيخآور . ( 5 ) - مج . مك : ابو الحسن . س : ابو الحسين . ( 6 ) - مج : بخراب كردن شميران مشغول . مك : بخراب كردن مشغول .